تحقیق در مورد مشاركت خانواده در برنامه¬هاي آموزشي و تربيتي مدارس 17 ص

مطالب دیگر:
📒دانلود طرح توجیهی: تولید و بسته بندی خرما و قند مایع📒دانلود طرح توجیهی: تولید خوراک دام و طیور📒دانلود طرح توجیهی: تولید خوراک دام از باگاس📒دانلود طرح توجیهی: تولید و بسته بندی کشمش📒دانلود طرح توجیهی و مطالعات امکان سنجی📒دانلود طرح توجیهی: تولید غذای آبزیان📒دانلود طرح توجیهی: تولید قایق فایبرگلاس📒دانلود طرح توجیهی: تولید قطعات خودرو📒دانلود طرح توجیهی: تولید بسته بندی قارچ📒دانلود طرح توجیهی: تولید قالب های صنعتی بزرگ📒دانلود طرح توجیهی: تولید گرافیت📒دانلود طرح توجیهی: تولید فرآورده های گوشتی از آبزیان📒دانلود طرح توجیهی: تولید صندلی خودرو📒دانلود طرح توجیهی: تولید پودر تخم مرغ📒دانلود طرح توجیهی: تولید بلبرینگ و رولبرینگ📒دانلود طرح توجیهی: تولید شیلنگ های فشار قوی📒دانلود طرح توجیهی: تولید الکل خرما📒دانلود طرح توجیهی: تولید الکل از ملاس📒دانلود طرح توجیهی: تولید آجر سیلیسی📒دانلود طرح توجیهی: تولید روغن زیره
تحقیق در مورد مشاركت خانواده در برنامه¬هاي آموزشي و تربيتي مدارس 17 ص |1619958|wmr
مشخصات مختصر و مفید این پست با عنوان تحقیق در مورد مشاركت خانواده در برنامه¬هاي آموزشي و تربيتي مدارس 17 ص قابل مشاهده می باشد برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل : .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 16 صفحه

قسمتی از متن .doc :

مشاركت خانواده در برنامههاي آموزشي و تربيتي مدارس

مقدمه:

در نظام جمهوري اسلامي جايگاه خانواده نشأت گرفته از جهان بيني و تعاليم عملي اسلام است و از آن به عنوان كانون اصلي رشد و تعالي انسان و ارتقاي ارزش هاي فرهنگي، اخلاقي، اجتماعي و عامل حفظ و صيانت ارزشهاي انساني، هويت فرهنگي، ديني و ملي ياد مي شود. قانون اساسي ما خانواده را واحد بنيادين جامعه معرفي كرده و معتقد است كه تشكيل خانواده زمينه ساز اصلي حركت تكاملي و رشد يابندهي انسان است. توافق عقيدتي و آرماني اصلي اساسي بوده و فراهم كردن امكانات براي نيل به اين مقصود از وظايف حكومت اسلامي است.

وزارت آموزش و پرورش در نظام جمهوري اسلامي از جمله دستگاههائي است كه بيشترين ارتباط را با خانوادهها داشته و تقريباً ميتوان گفت تنها دستگاهي است كه با تمام خانواده ها در كشور ارتباط مستقيم روزمره دارد.

مسؤوليتي كه نهاد آموزش و پرورش در انتقال ارزشها و باورهاي اعتقادي، ملي و فرهنگي و آماده سازي نسل آينده براي پذيرش مسؤوليت هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي بر عهده دارد، اين نهاد را ملزم ميكند كه به موضوع خانواده توجه جديتري داشته باشد. چون خانه و مدرسه در ايفاي اين وظيفه نقش مكمل يكديگر را دارند.

نقش خانه و مدرسه در فرهنگ سازي، حفاظت و صيانت از فرهنگ اسلامي و ملي و مقابله با فرهنگ مهاجم بيگانه بر كسي پوشيده نيست.

جهت ثبات سياسي، اعتلاي فرهنگي و توسعه و سازندگي انكار ناپذير است. مفاهيمي همچون عدالت، شجاعت و نيكوكاري، اعتماد متقابل، احترام، محبت، همكاري، ايثار، انتقاد پذيري، عفو و اغماض، انضباط و رعايت حقوق و حدود را فرزندان براي نخستين بار در محيط خانواده تجربه ميكنند و سپس در مدرسه به آموزش و تمرين آن مي پردازند.

خوشبختانه آموزش و پرورش در چند سال اخير در كنار آموزش و ارتقاي دانش و آگاهي معلمان و فرهنگيان، به آموزش خانواده ها نيز همت گمارده است؛ زيرا بر اين اعتقاد است كه خانواده زماني به ايفاي مسؤوليتهاي خود به نحو مطلوب اقدام ميكند كه آگاهي لازم را داشته باشد. توانايي در گرو دانايي است. براي داشتن يك زندگي مطلوب كه اعضاي آن بتوانند وظايف خود را به نحو 0شايسته انجام دهند، كسب دانايي و آگاهي لازم است و اين مطلوب با افزايش راههاي توسعهي مشاركت خانه و مدرسه امكان پذير مي باشد.

دلايل ضرورت آموزش خانواده:

در خانواده والدين در موضعي هستند كه مي توانند به گونهاي رفتار كنند كه نتيجهي آن هدايت رفتار كودك باشد. بنابراين هنگامي كه كودك رفتار نامطلوب در منزل نشان مي دهد دليل آن مي تواند واكنش هاي نامناسب و ناهمسان والدين باشد. در واقع والدين ممكن است نادانسته رفتار نامناسب فرزند خود را تقويت كنند. از اين رو اصلاح رفتاري والدين، پيش نيازي است بر اصلاح رفتار كودك . دليل ديگر براي آموزش اولياء به جاي كار با كودك اين است كه والدين بيشترين وقت خود را با فرزند خود سپري مي كنند. از اين رو تأثيروالدين روي رفتار كودك به مراتب بيشتر از تأثير روابط درمانگر بر كودك است. كه البته اين امر دربارهي مربيان و معلمان مدارس نيز صدق ميكند. يكي از هدف هاي مهم آموزش اولياء ايجاد تغييرات مناسب در رفتار آنها در زمينهي ارتباط اولياء با فرزندانشان مي باشد. اكثر تظاهرات عاطفي را فرزند از والدين فرا مي گيرد.

الگوهاي متفاوت در رفتار والدين به واكنشها و عكس العملهاي مختلف فرزندان كه گاه سازگارانه و گاه ناسازگارانه است ميانجامد. در آموزش اولياء عقيدهي اصلي بر آن است كه والدين در هر سني ميتوانند فراگيرند و به توسعهي مهارت هاي خود بپردازند. (كانتور، 1995)

اصولي كه كانتور درزمينهي آموزش اولياء ارائه مينمايد نه تنها مؤيد اين نوع آموزشهاست، بلكه ميزان علاقهمندي و تمايل والدين را به لحاظ حضوري در اين آموزشها روشن مي سازد. كانتور در اصل اول آموزش اولياء مي گويد: والدين قدرت فراگيري دارند، چون در جلسات آموزش گروهي والدين، اطلاعات گوناگون در زمينههاي متعدد بين والدين رد و بدل مي شود كه موجب توسعه و گسترش دانش و بينش آنها ميگردد. به علاوه از طريق مشاركت در كلاسها، والدين با عقايد و تجربيات مختلف و افكار جديد آشنا مي شوند و كاربردهاي هر روش را فرا ميگيرند.

اصل دوم كانتور ميگويد: والدين علاقهمند به فراگيري هستند. اگر آنها در رابطه با فرزند خود با مشكلي روبرو شوند، چون مي خواهند فرزندانشان در آينده فردي موفق و خوشبخت باشند، لذا ميخواهند به هر ترتيبي راهحل مناسبي براي مشكل پيدا كنند.

حتي اگر والدين به تنهايي قادر به يافتن راه حلي نباشند، از ديگران كمك خواهند گرفت. بدين جهت چون والدين دوست دارند و ميخواهند روشهاي مبارزه با مشكلات و رفتارهاي مناسب كودك را فراگيرند، بايد امكاناتي براي يادگيري آنها به وجود آيد.

يكي از امكاناتي كه يادگيري آنها را مي افزايد، شركت در كلاس هاي آموزش اولياء است. كانتور در اصل سوم اعتقاد دارد، اولياء آن چيزي را ياد ميگيرند كه دوست دارند. با پيروي از اين اصل مهم موضوع بحث در كلاسهاي آموزشي بايد براي همهي شركت كنندگان جالب باشد و سرانجام در اصل چهارم

آموزش اولياء آمده است: « والدين زماني چيزي را ياد مي گيرند كه به تجربهي روابط آن ها با فرزندانشان مربوط باشد ».

به جز خواصي كه بر آموزش اولياء به لحاظ ارتباط و رفتار آنها با فرزندانشان مترتب مي باشد، آگاهي والدين از نحوهي رفتار آن ها با هم ديگر بر خوشايندي زندگي و استحكام و دوام خانواده خواهد افزود، و با آرامش و نشاط بخشيدن به جو خانواده و بهبود شرايط عاطفي، بر ميزان خلاقيت فرزندان و آرامش روحي و رواني آن ها افزوده خواهد شد. در آموزش هاي اولياء اطلاعات و آگاهي هاي تربيتي در زمينهي سلامتي